دارم خودم رو پیدا میکنم دوباره. امروز با «ا» خیلی حرف زدیم. به همه حرفام گوش داد و یکبارم حرفم رو قطع نکرد یا بعدش متهمم نکرد به ۱۰۰۰ چیز. گفت که خیلی چیزها شاید اونطوری نباشن که در ظاهر به نظر میان. گفت که تقدیر خودش بهترین راه رو میذاره پیش روم. گفت که با چیزایی که میدونه من به تو میرسم. درست میشه همه چیز
30 اوت
نوشته شده توسط بلوطی در اوت 30, 2010 در 2:23 ب.ظ.
,وای عکسی که از خودت گذاشتی خیلی خوشگل بود:) یعنی واقعا اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که چه هیکل رو فرم و قشنگی داری:) و دومین چیز اینکه چطور اصلا کسی می تونه با صاحب این بدن رقابت کنه چه برسه عشقش رو بدزدن…
مشتاقم داستانت رو بخونم لی نمی نویسی که:(
گاهی اوقات خوبه ادم با کسایی حرف بزنه که فقط گوش می کنن و زود و ابلهانه قضاوت نمی کنن(نوشتم گاهی اوقات؟منظورم همه اوقات بود!)
راستش فکر می کردم داری اماده میشی بری خارج از کشور برای پس گرفتن عشقت…
همیشه شاد و موفق باشی
——————————————————————————
ممنون از لطفت بهم بلوطی جونم چشات قشنگ میبینن. دنبال کارهای مهاجرتم هستم اما خوب همه چیز اونجور که میخوام سریع و بی دردسر پیش نمیره. ازت خواهش میکنم که برام دعأ کنی خانمم بوس